تبليغاتX
به کدامین وفا یادت کنم . . . ؟ ؟ ؟


به کدامین وفا یادت کنم . . . ؟ ؟ ؟

....و شاید کلاغ پکری باشم در آسمان ، در انتظار لمس داغی گلوله شکارچی

 

شاهد بوده ای؟

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟؟

و آبی که پیش از آن چه حریصانه و ابلهانه می نوشد آن پرنده؟؟

تو آن لحظه ای...

تو آن تیغی...

تو آن آبی...

و من؟

من آن پرنده بودم...

 

نوشته شده در 91/02/22ساعت توسط سیمرغ آواره| |

کاش بدونی ماتمه دنیام

بی تو فقط گریه می خوام...........


پ و ۱ : دلم تنگشه بد جور

پ و ۲ : الان ازش چقد فاصله دارم :( چن ماهه دیگه با این همه فاصله بیشتر چکار کنم

پ و ۳ : آتیشو خودش به جونم انداخت و کشید کنار... ازون موقه دارم میسوزم

نوشته شده در 91/01/11ساعت توسط سیمرغ آواره| |

با اینا زمستونو سر می کنم،

با اینا بهار رو باور نمیکنم...

نوشته شده در 91/01/05ساعت توسط سیمرغ آواره| |

 

این روزها می گذرند،

ولی من از این روزها نمی گذرم....


پ و ۱ : حااااااااااااااااااالم از همه آدمای اطرافم به هم میخوره

پ و ۲ : بازم حرف بالا رو تاکید میکنم

پ و ۳ : میخام رو همشون بالا بیارم. رو تک تکشون. هر کی میخاد باشه

نوشته شده در 90/12/03ساعت توسط سیمرغ آواره| |

 
 
 می ریزیم
 ریز
 ریز
 ریز
 چون برف
 که هرگز هیچ کس ندانست تکه های خودکشی یک ابر است !
نوشته شده در 90/11/15ساعت توسط سیمرغ آواره| |

 

کمانه کرد گلوله

دلم

به خاک افتاد

پرنده؟؟

آه...

نه

مشت پری رها در باد.....

نوشته شده در 90/10/04ساعت توسط سیمرغ آواره| |

 

از این سالها ده هزار خنده طلب دارم

ده هزار بوسه

ده هزار روز خوش...


پ و ۱ : شبا که میخابم کنارش دیوونه میشم تا صبح بشه

پ و ۲ : ما آخرش همه میمیریم ، بدون این که کسی طرفشو بفهمه

پ و ۳ : همش میزنه تو حالم ، هر کاری میکنم میگه اااااااااااالی نکن. تا منم تو لک خودم میرم میگه : ااااه لوس نشو دیگه...

پ و ۴ : من همه هدفم اینکه چه جوری خوشحالشون کنم ، کاش اون یه ذره ته دل منو خوشحال می کرد.

پ و ۵ : خوشحالم که نفس میکشم. با هر نفس به روز مردن و پروازم نزدیک تر میشم.

نوشته شده در 90/09/24ساعت توسط سیمرغ آواره| |

افسوس که لایق وصل تو من نیستم...
نوشته شده در 90/09/07ساعت توسط سیمرغ آواره| |

گوشه ای می گریستم

عابری پرسید حالتان خوب است؟

گفتم چیزی نیست

تکه ای تنهایی گوشه چشمم رفته است...

نوشته شده در 90/08/17ساعت توسط سیمرغ آواره| |

 

چی شد سیگاری شدی؟

یه شب بارون میومد تنها بودم

چی شد ترک کردی؟

یه شب بارون میومد دیگه تنها نبودم

چی شد سیگاری و الکلی شدی؟

یه شب بارون میومد دوباره تنها بودم

چی شد اینجا بستریت کردن؟

یه شب بارون میومد تنها بودم اونو دیدمش ولی اون تنها نبود...

 



پ و ۱: صبر کن سهراب. قایقت جا دارد؟ من هم از همه ی اهل زمین دلگیرم...

پ و ۲: پر پرواز میخواست، دلم را کند و رفت...

پ و ۳: چقدر عجیب است، در خلوتت دلواپس خاطره  ای باشی که تورا بر باد داده است!

پ و ۴: چرا دست از جنون برداشتم؟ ای کاش... پرستو بودم و پر داشتم ای کاش...

پ و ۵: آنکه با آغاز من مأنوس بود، لحظه ی پایانی ام را حس نکرد...

 

 

نوشته شده در 90/07/05ساعت توسط سیمرغ آواره| |


Design By : Night Skin